خرید بک لینک

ز آهم هفت گردون پر شرر بي

زمژگانم روان خون جگر بي

ته که هرگز دلت از غم نسوجه

کجا از سوته ديلانت خبر بي

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 6 مهر 1398 ساعت: 0:16

از خانه بیرون می زنم ، اما کجا امشب شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب پشت ستون سایه ها ، روی درخت شب می جویم ، اما نیستی در هیچ جا امشب می دانم آری نیستی ... اما نمی دانم بیهوده می گردم به دنبالت

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 6 مهر 1398 ساعت: 0:16

باده با محتسب شهر ننوشی! زنهار

بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

حافظ - علیه الرحمه

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 6 مهر 1398 ساعت: 0:16

درد است که آدمی را راهبر است. در هر کاری که هست، تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسر نشود_ خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پاد

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 6 مهر 1398 ساعت: 0:16

دلم تنگ است

مثل لباس سالهای دبستانم

مثل سالهای مأموریتهای طولانیِ پدر

که نمیفهمیدم

وقتی میگویند کسی دورَست

یعنی چقدر دورَست

.

{از مجموعۀ کلاغمرگی / لیلا کردبچه}

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 6 مهر 1398 ساعت: 0:16

صفحه بندی